مقدمه ما اكنون در زماني زندگي مي كنيم كه تمام چيزها بسرعت درتغييرند و باورها، نظرات و عقايد مربوط به ماهيت كودكان از آن مستثني نيستند، ولي امروزه، مثل هميشه والدين تأثير قابل توجهي در دنياي كودك اعمال مي نمايند. (آزاد 1380 ص 354).
سالهاست كه پزشكان و متخصصان بهداشت بوجود پديده اي به نام شيطنت افراطي پي برده اند. رفتارهاي عجيب و افراطي در بچه ها كه هميشه در
بررسي و برخورد با آن گرفتار مشكلات فراوان بوده اند، طي سالهاي متمادي فرضيهي صدمات مغزي هنگام تولد كه فرضيهي كاملاً قابل قبولي مي نمود و بيش تر پزشكان وقتي از يافتن توضيحي براي رفتارهاي غيرعادي بچه ها عاجز مي ماندند با توسل به اصطلاح صدمات مغزي خفيف از زير بار برخورد مسئولانه شانه خالي مي كردند. (پل كارسن 1371 ص 9).
يكي از رايج ترين اختلالات دوران كودكي، اختلال كمبود توجه –بيش فعالي است كه در اغلب موارد تا دوران بزرگسالي نيز ادامه پيدا مي كند.
كودكان مبتلا به اين اختلال بدون اينكه فكر كنند، مدام به اطراف حركت ميكنند. آن هاممكن است خواست ها و انتظارات اطرافيانشان را درك كنند ولي به دليل اينكه قادر به توجه كافي نيستند و نمي توانند مدتي آرام بيشينند و تمركز كنند، توانايي پيروي كردن از دستورهاي آنان را ندارند (سلحشور 1384 ص 41).
تاكنون براي اختلال كمبود توجه- بيش فعالي درمان قطعي و خاص پيدا نشده است ولي بنحوي ميتوان با استفاده از روش هاي گوناگون، علائم آن را تحت كنترل درآورد (همان منبع).
درمانهايي كه براي كاهش علايم اختلاف كمبود توجه- بيش فعالي توصيه مي شود عبارتند از :
رژيم هاي خوراكي، تمرينات بدني (مثل يوگا، آرام سازي عضلاني) تمرين تمركز، آموزش هاي ديداري، گفت و گو دو به دو، بازي درماني و روان درماني هاي فردي (تاي نن2005).
بازي راهي است كه بزرگسالان راياري مي دهد تا انتظارات و تصويرهاي اجتماعي كودكان را درك و اصلاح كنند. در بازي درماني كودكان تشويق مي شوند كه بعضي از امور را اجرا كنند و درمانگر به آن واكنش نشان دهد يا درآن شركت مي كنند (پاول هنري ماسن و ديگران 1368 ص 391).
بازي به كودك كمك مي كند كه خود را بشناسد و با كشف قابليتهاي ذهني و فيزيكي و با به كارگيري قوهي تخيل خود دنياي پيرامونش را شناسايي كند، افق ديدش را وسعت دهد و درذهن جهان پيرامونش را به مجموعه اي قابل اراده تبديل نمايد و درجريان قوي عواطف و احساساتي كه از دنياي خارج به طرف او درحركت است، اختيار هدايت ذهنش را به دست بگيرد. بازي وسيله اي است كه كودك از طريق آن مي تواند عواطف مثبت خود را بيان كرده و ازميان احساسات منفي راهي بگشايد (قائمي 1375 ص 46).
دراين ميان بازي درماني، روشي است كه به ياري كودكان پرمشكل ميشتابد تا هنگامي كه بتواند مسايل خود را به دست خويش از طريق بازيهايشان حل كنند. درعين حال نشان دهندهي اين واقعيت است كه بازي براي كودكان همانند يك وسيله طبيعي است، با اين هدف كه بتواند خويشتن و هم چنين ويژگي هاي دروني خود را بشناسد و به آن عمل كند دراين نوع درمان به كودك فرصت داده مي شود تا احساسات آزار دهنده و مشكلات درون خود را ازطريق بازي بروز دهد و آنها را به نمايش بگذارد، همانند آن گونه از درمانهايي كه افراد بزرگسال ازطريق آن با سخن گفتن، مشكلات خودرا بيان مي كنند (اكسلاين 1369ص 20).
بازي و بازي درماني از زمرهي روشهايي است كه نتايجي مفيد وقابل توجهي را ارائه نموده و به شيوه اي مثبت به رفتارهاي هيجاني و تكانشي تعادل ميبخشد بازي باعث كاهش تنش هاي ناشي از فشارهاي محيطي، ايجاد احساس راحتي و آرامش در فرد بازي كننده مي شود (هارويز 1979).
از زمرهي بازيهاي درماني، شن بازي درماني، تكنيكي است غيركلامي كه درآن كودك با ساختن دنياي خود در سيني شن به بيان تعارضات، تمايلات و هيجاناتش مي پردازد و درجريان خلق صحنه توسط كودك، درمانگر نقش مشاهده گر صامت را بازي مي كند، تعبير و تفسير انجام مي پذيرد تا زمانيكه چندين سيني توسط كودك در مدت زمان معيني ساخته مي شود (محمدي 1384 ص 10).
شن بازي درماني و تاريخچه آن بسياري از وقايع همزمان در جريان تاريخچه 65 ساله شن بازي اتفاق افتاده است كه هركدام از اين وقايع درحمايت و پيشبرد اين تكنيك نقش داشته اند. يكي از اين وقايع زود هنگام، يادآوري مارگارت رونفلد روانشناس و متخصص كودكان از كتاب «ولز» با نام «بازيهاي زميني» و استفاده از «عروسكها و اسباب بازيهاي كوچك» دربازي با پسران خردسالش بود. با مشاهده و تمركز بر اينكه استفاده از زبان با كودكان يك روش محدود در برقراري ارتباط است. رونفلد از اسباب بازيهاي كوچك، دراتاق بازي درماني اش براي كودكان استفاده كرد. دراين روش كودكان به خودي خود، اسباب بازيهاي كوچك را درون جعبه اي كم عمق از شن قرار مي دادند و صحنه هايي را خلق مي كردند. بنابراين درسال 1929روش خلق دنياي رونفلد بوجود آمد.
درآن زمان لندن محيط غني براي ايده هاي بوجود آمده در زمينه درمان كودك بود. «ملاني كلاين» درسال 1926 به دعوت «ارنست جونز» از برلين به انگلستان آمد. او در كلينيك لندن به عنوان يك روانكاو (سيدز 1994) براي پيشبرد تئوري هايش درمورد كودكاني كه مبتني بر تئوريهي «زيگمون فرويد»بود، كار ميكرد. او از اسباب بازيها براي برانگيختن قوه تصور كودكان استفاده مي كرد و بازي كودكان را با تأييد بر درون سازي ابتدايي دوران نوزادي و تأثير آن برروي روابط كودك و درمانگر كه همان «پديده انتقال» است، تعبير و تفسير مراحل رشد رواني-جنسي تأييد نمود. برخلاف كلاين «آنا فرويد»، معتقد بود كه انتقال دررابطه درمانگر و كودك درمورد كودكان سنين پايين وجود ندارد. زيرا كودكان درفرآيند رشد ارتباط مادر- كودكي به سرمي برند و اين رابطه مانع از انتقال احساسات به درمانگر مي شود. مايكل فوردهام كه يك روانكاو انگليسي و از طرفداران يونگ بود نيز درآن زمان در لندن برروي كودكان كار مي كرد.
او يك تئوري رشدي سيستماتيك تجربي- جهت دار بر مبناي مشاهدات نوزادان و تحقيقات كلينيكي مهيا نموده كه به اثبات رشد زودهنگام (خود) ميپرداخت. در همين زمان «سوان ايزاك» و «رونالدويني كات» دو محقق برجسته درزمينه رشد ودرمان كودك نيز در لندن به تحقيق مشغول بودند. درچنين محيط متمركز برروانكاوي، رونفلد يكه تاز بود و عقايد مستقل خود را داشت. او معتقد بود كه نظريه بايد از طريق مشاهده آنچه كه از كودك برانگيخته مي شود پيش رود تا اينكه به مشاهده عمل كودك كه مطابق با تئوري از پيش ساخته مبتني بر تجزيه و تحليل بزرگسالان است، بپردازد. بنابراين تكنيك او به گونه اي بود كه به روابط آسان و سهل او با كودك به منظور درك آنچه كه اتفاق افتاده است، سهولت بيشتري ميبخشيد. بدين ترتيب از ميان مخلوطي از نظريه ها و عقيده هاي متفاوت بود كه روش رونفلد به نام «تكنيك دنيا» بوجود آمد.
درحول و حوش همين زمان در بسياري از قسمتهاي جهان فكر استفاده از اسباب بازي هاي كوچك درمحيط معين، به منظور اهداف درماني و تشخيصي بطور مستقل پديد آمد، كه نشان دهنده اين مطلب بود كه زمان، براي استفاده از اين ديدگاه مستعد به نظر مي رسيد. زمان كوتاهي بعد از ابداع تكنيك دنيا، توسط رونفلد،
«اريك اريكسون» دردهه 1930 درهاوارد به بيان آزمون توليدات نمايشي (DPT) پرداخت. اريكسون درابتدا از اين آزمون به منظور بررسي شكل گيري ورشد شخصيت گروهي از دانش آموزان هاوارد از طريق چگونگي قرار دادن اسباب بازيهاي كوچك درمحيط بسته و شخصي توسط آنها پرداخت.
بعدها در دهههي 1940 اريكسون بار ديگر از (DPT) براي مطالعه سه ساله برروي 100 نفر از پسربچه هايي كه درجريان يك تحقيق طولي بيست ساله در دانشگاه كاليفرنيا قرار داشتند استفاده كرد. همچنين دردهه 1940 روان شناس كودك «گردهيلدون ستابز» (آزمون صحنه) را درآلمان ايجادكرد كه درواقع تكنيك تشخيصي ساخته شده براي كودكان بود كه درآن كودكان با استفاده از عروسكهاي انساني كوچك، به ايجاد صحنه هايي مي پرداختند. سپس در دهه 1950، لوئيس بارلكي مورفي مصاحبه با عروسكهاي كوچك را به كار مي برد كه در آن با استفاده از اين عروسكهاي كوچك به ارزيابي بازي آزاد كودكان پيش دبستاني و كوداني كه در دوره ابتدايي نهفتگي به سر ميبردند و درمهد كودك دانشكده «سارا لاونس» در ايالت نيويورك بود، پرداخت. هدف او ارزيابي و بررسي احتياجات، سايقها، مشكلات و ساختار «من» كودكان در ارتباط با خلق و خو و ادراك آنها از فضاي زندگي بود. نكته جالب و قابل توجه اين است كه رونفلد، اريكسون، وون سايز و مورفي هركدام در ابتداي كارشان از فعاليت و تحقيقات يكديگر بي خبر بودند.
عامل دخالت كننده ديگر در رشد تكنيك سيني شن اين بود كه روش درمانگرهاي ديگر، با نظريه اي متفاوت و با پيشينه هاي متفاوت، را تحت تأثير خودقرار داد؛ و آنها از اين روش در كارهاي خود استفاده كردند (رونفلد 1979) خود معتقد بود كه اين روش بر هيچ تئوري خاصي متمركز نيست.
اعتقاد رونفلد، مبني بر اين كه روش او قابل اجرا در تمام ديدگاهها و نظريه هاست توسط بسياري از افراد كه شن بازي را درچهارچوب كاري خود داشتند تأييد شد. بطور مثال، شارلوت بوهلر، عضو هيئت علمي دانشگاه وين كه بعدها به دانشگاه كاليفرنياي جنوبي نيز پيوست. در ابتداي دهه 1930 كار رونفلد را در لندن مشاهده نمود و از اين روش در تحقيقات خود نيز بهره جست. او از اين روش به عنوان يك ابزار تشخيص دركار ميان فرهنگي و نيز به منظور تعيين بهداشت رواني كودكان وبزرگسالان استفاده كرد و بعدها بوهلر، آزمون دنيا كه بعدها به نام (آزمون دنياي اسباب بازي نام گرفت) ايجاد كرد كه براي توليد اطلاعات هنجار شده درمورد ارتباط و انواع سيني هاي شن با رفتارهاي خاص مورد استفاده قرار مي گرفت. اين بار بوهلر بر روي بسياري ديگر از محققين و كارورزان از جمله محققين كلينيك فرانسوي (هنري آرتوز) كه مبدع «آزمون دهكده» به عنوان يك ابزار تشخيص درسال 1939 بودند، تأثير گذاشت. به همين منوال، نوشته ها و تحقيقات آرتوز، توجه بسياري از روان كاروان فرانسوي ازجمله «پيرمبيل»كه خودش تست دهكده را در سال 1945 ايجاد كرد ونيز « رار موچيلي» كه آزمون دهكده تخليلي را درسال 1960 تدوين نمود به خود جلب كرد. درسوئد نيز اثر كار رونفلد به گونه اي بود كه «گودران سيلز» محقق انستيتو «اريكا» در استكهلم ، رونفلد رادر دهه 1930 ملاقات نمود و خواهان كاربرد عروسكها و سيني شن ها در انستيتوي خود شد. درسال 1940 «گوستا هاردينگ» روان پزشك انستيتو اريكا، از اين ابزار به منظور توسعه دادن به روشهاي اريكا استفاده كرد كه تبديل به كاربردي ترين آزمون تشخيص در سوئد شد.
اين ارتباطات فراتر رفت تا آنجا كه رونفلد روي كار «كاف» دانشجويي «يونگ» در سوئيس نيز اثر گذاشت. درسال 1937 رونلفد درمورد كسي كه برروي آن تكنيك دنيا را اجرا كرده بود دركنفرانس بين المللي درپاريس صحبت نمود. كنفرانسي كه يونگ نيز در آن شركت داشت. درحدود 17 سال بعد، زمانيكه كاف علاقه خود را به كار رونفلد بعداز شركت درسخنراني او در زوريخ نشان داد، يونگ كنفرانسي را كه در آن شركت كرده بود به خاطر آورد و كاف را شديداً تشويق به همكاري با رونفلد نمود. يونگ شخصاً از قدرت بهبود بخشي از آنچه كه درذهن متصور بود اطمينان داشت. از طريق متحد ساختن پيش ذهني يونگي كاف با تكنيك رونفلد، كاف بعد باليني پراهميت ديگري را به سيني شن اضافه كرد كه باعث اتصال يك ديدگاه سمبليك باالگوي كهني به ديدگاه رونفلد شد. كاف به روي اهميت استفاده از سيني شن در يك فضاي آزاد و محاظت شده تأكيد داشت كه در آن مراجع با ناخودآگاه خود ارتباط برقرار مي كرد و تجربيات پيش كلامي و انرژيهاي محصور شده را بيان كرده و بيرون ريزي مي كرد. او دريافت كه تأثير اين بيانات و ابزار دروني، باعث فعال ساختن انرژي هاي بهبود بخش و توليد كننده است. اين فرآيند ارتباط بين خود ناهوشيار (كه در واقع منبع روحي آدمي است) و من (بخش هوشيار) را تقويت مي بخشد و باعث اصلاح استعداد فرد در جهت عملكرد طبيعي او شده و روان را نيز به سوي عملكرد طبيعي سوق مي دهد. يونگ تمايلات روان را به بهبودي بدن تشبيه كرده است. او مي گويد همانطور كه بدن در برابر زخمها، عفونتها و راه و روشهاي نابهنجار در زندگي عكس العمل هدفدار نشان مي دهد باروان نيز با كمك مكانيزم هاي دفاعي هدفدار در برابر آسيب هاي خطرناك و نابهنجار رواني از خود عكس العمل نشان ميدهد (يونگ 1996 به نقل از ذولمجد).
روش شن بازي كاف بر اين پايه استوار بود كه روان مي تواند حركت هدفدار را به سوي بهبودي فعال سازد. درايالات متحده امريكا روان شناسان باليني كه متمركز به روانكاوي بودند هدابولگر وفيشر آزمون دنياي كوچك را به عنوان ابزار فرافكني تشخيصي به كار بردند. در انگلستان روت برير به عنوان هيئت علمي دانشگاه برسيتول كه بعدها در دانشگاه گلاسكو، نيز فعاليت داشت به ايجاد نرمهاي آماري براي روش دنيا پرداخت و اين تكنيك را به منظور ارزيابي و تعيين ميزان سازگاري هيجاني كودكان ناشنوا به كار برد.
اگر چه روش دنياي رونفلد دريك زمان به صورت كاربردي جهت تشخيص مورد استفاده قرار گرفت اما تأكيد برروي بعد تشخيصي – فرافكني اين روش كاهش يافت و در عوض جنبه درماني آن بيشتر مورد توجه قرار گرفت.
اهميت شن در تكنيك دنيا در دنياي ما چندين ماده وجود دارد كه تنها زماني مي توانيم آنرا به خوبي درك و شناسايي كنيم كه خودمان آنرا تجربه نمائيم. بدين معني كه اگر ديگران درمورد آنها شرح دهند تا زماني كه خودمان آزمايش نكرده باشيم نمي توانيم بخوبي آنرا درك كنيم. درميان اين مواد، مي توانيم به مواد سازنده، كره خاكي مثل چوب، شن، گل و آب اشاره كنيم. درجوامع ابتدايي تر كودكان و نوجوانان از ابتدا با اين مواد سروكار دارند و آنها را مي شناسند. اما اگر چه اين مواد در دنياي كنوني ما هنوز اهميت دارند و دركودكان، نياز به شناسايي و درك واقعي اين مواد اوليه وجود دارد، اما به دليل شيوه زندگي شهرنشيني و مدرن امروز امكان دسترسي مستقيم به اين مواد بسيار محدود است. به همين دليل ما بايد تلاش كنيم شرايطي را فراهم آوريم تا كودكانمان بتوانند اين تجربيات را حداقل در زمينهاي بازي شان بدست آورند (لوكاس و هندرسون ،1983 به نقل از ذوالمجد).
كودكان و خردسالان از بازيهاي حجمي كه باموادي چون ماسه، خاك رس مرطوب يا گل سفالگري، آب، خمير بازي و ... انجام مي شود؛ لذت فراواني مي برند. كودكان ضمن اين بازيها به ظاهر ساختن روياها و يا حل بعضي مسائل مي پردازند. آنان در حدود سه سالگي شروع به استفاده هاي پيچيده از اشياء و موقعيتهاي تخيلي ميكنند. دراين سن آنها از شن براي ساختن تونل، قصر و ... استفاده مي كنند درحاليكه قبلاً با بيلچهي خود در آن حفاري ميكردند.
در حقيقت شن و ماسه وسيله اي مناسب براي پاسخگويي به طيف گسترده تخيلات كودك است (دوكه، پير، 1340 به نقل از رحمني، زهرا).
شن و آب از مواد اوليه براي بازي حسي كودكان هستند. تمام اين مواد حسي از طريق لمس كردن، ضربه زدن، نوازش كردن و يا صاف و هموار كردن به صورت اشكال خارجي در مي آيند. به عنوان مثال دربازي با آب، كودك از ريختن آب، پاشيدن آن به اطراف و يا دست و پازدن در آن بسيار لذت مي برد. بازي با اين مواد دائماً از شكلي به شكل ديگر متغير است و بويژه شن و گل اغلب نقش سمبوليكي مهمي را در بازيهاي كودكان ايفا مي كنند (كاتاناچ ، 1194، به نقل از ذوالمجد).
اقسام بيل، سطل، ماله، شن كش، كج بيل، اتومبيلهاي كوچك خاك كشي، قايق بچگانه و ترن از وسايل ضروري براي بازي درشن و شن بازي كودكان است. بچه ها دوست دارند بوسيله شن، جاده، خانه، سد و تپه درست كرده با اسباب بازيهاي كوچك خود درآن بازي كنند (كلاريس د.ويلز، به نقل از نصراله ديهيمي، 2537).
ايجادمحيطي مناسب و مطلوب جهت بازي كودكان از اهم وظايف آموزش و تربيتي دست اندركاران تعليم وتربيت است. تجربيات ما گوياي اين است كه ايجادمحيط نمي تواند خارج از دنياي واقعي كودك باشد و هرگونه انحرافي از اين اصل باعث ايجاد اختلال در رشد كودكان خواهد شد. كودكان دوست دارند تا با طبيعت درتماس باشند، و آنچه را درآن مي بينند مورد تجربه قرار دهند. چه چيزي درطبيعت موجود است؟ حيوانات اهلي، پرندگان، گل ها، درختان، ابرو باران، خاك و آب و هزاران پديدهي ديگر.
كودكان به ويژه در سنين دو سالگي به بالا تمايل زيادي به بازي با خاك و آب دارند، بنابراين لازم است كه مهد كودك ها و كودكستان ها قسمت كوچكي را كه معمولاً بيش از 3، 4 متر مربع نيست. اختصاص به «جعبه شن» داده و در آن مقداري ماسهي نرم و يا ريگ هاي كوچك بريزند و آن را مقداري مرطوب نگه دارند تا كودكان محلي دلخواه براي بازي داشته باشند. كودكان دراين محل معمولاً شروع به حفر ماسه جهت ايجاد تونل، حوض، غار، و غيره مي كنند. از طرف ديگر مي توانند خانه، جاده ، باغ، مزرعه و هر چيز ديگري كه تمايل دارند، ايجاد نمايند (مهجور، 1372).
شن دربسياري از زمينهاي كودكان ديده ميشود شن خيس و خشك هريك معناي متفاوت و جداگانه اي براي كودكان دارند و كودكان بايد هردوي آنها را تجربه كنند. البته دربازي با شن ابزار و وسايل ديگري نظير شن كش، بيل، سطل آب و غيره را بايد در اختيار كودك قرار داد. اما آنچه كه حائز اهميت است اين امر است كه كودك قبل از ارائه هر وسيله ديگر نياز دارد كه به آزمايش و لمس اوليه شن بپردازد. آنرا لمس كند، به آن نگاه كند و آن را از ميان انگشتان خود جاري سازد. يك سيني شن، داراي مجموعه اي از اشياء كوچك، آب و شن است. جعبه شن، داراي يك ظرف با ته آبي، مي باشد. مراجع، دعوت به خلق دنياي جديدي مي شود. او درشن، اين كار را مي كند يا اينكه با جايگزين كردن اشياء در شن، احساس آرامش مي كند.
هركس مشتاق به بازي با شن است، درست آنطوري كه مي خواهد، گاهي بعضي ها آن را لمس مي كنند، ديگران آنرا به صورت تپه درست مي كنند. بعضي ها روي آن چيزيهاي زميني( عوارض) و كوه، دريا و رودخانه بوجود مي آورند. ديگران با استفاده از اشياء دنياي جديد خلق مي كنند. بعضي ها، يك بازي بسيار درام را با يك داستان انجام مي دهند. بعضي ها با ماسه خشك و بعضي ديگر با نوع خيس آن بازي مي كنند. بعضي مي سازند وبعضي ديگر ساكت مي مانند. افرادي وجود دارند كه سيني شن را به صورت سيني روياهايشان مي دانند. تصاويرمعني دارد، دو راهي ها، ترسها، آرزوها را مي توان درآن بوجود آورد وباعث بوجود آمدن جنبه هوشيار و ناهوشيار روان، مي شد. در تجارب مي آيدكه معني شن بازي، اشتراك احساسات كودك، با درمانگر است. بدون داشتن اجبار در اتكا به كلمات، مي توانيد قابليت خود را دراين سيني افزايش دهيد. اتكاي به نفس درخودآگاهي درارتباطات، در اين روند افزايش مي يابد.
شن يك فعاليت كامل براي كودكان در سنين مختلف است، چرا كه هر كودك مي تواند، ماسه را با ارزشهاي مختلفي بيان كند واين براساس سن و سطح مهارت آنهاست. دركنار مزاياي تحصيلي،شن، منبع سرگرميهاي بزرگسالان است. اما قبل از اينكه شما جعبه ماسه را پر كنيد، بايد اقدامات بهداشتي و پيش شروط را در نظر بگيريد. جعبه شن بايد نو، و استريل شده باشد وروي آن كارهاي ضد عفوني صورت گرفته باشد.
شن زبر، كه از استخرها برداشته شده، بايد رويش علامت بازي كودكان حك شده باشد و برروي آن رنگ هاي روشن به كاررفته باشد. بايد از جعبه استاندارد استفاده كرد. همچنين براسباب بازيهايي كه همراه شن هستند اگر پلاستيكي باشند بهتر است. چرا كه بعد از هر بار استفاده دوباره تميز و بهداشتي مي شوند، اگر شن زودتر كثيف شده بايد آنرا عوض كنيد نه اينكه آنرا استريل كنيد، چون عوض كردن آن بهتر است، ماسه بايد وقتي كه از آن استفاده نمي شود، پوشيده نگهداري شود.
درزمينه تفاوت دخترها و پسرها دراستفاده از شن بازي تحقيقاتي انجام گرفته است، اين تحقيقات نشان مي دهد كه پسران تمايل بيشتري براي استفاده از شن در مقايسه با دختران در بازيها نشان ميدهند. البته بايد متذكر شويم كه دراين تحقيقات ابتدا شن و نحوه بازي با آن به هرگروه دختر وپسر نشان داده شده و آنها را تشويق به بازي با شن نمودند. اما اين تمايل به بازي شن درپسران بيش از دختران مشاهده گرديد (اسميت ،1998 به نقل از ذوالمجد).
.
.